زیبایی کودکی این بود
که هرگاه گریه می کردیم
می توانستیم پیش خودمان فکر کنیم
حالا حتما خدا خیلی دلش برایمان می سوزد
- علیرضا روح نواز -
سلام قربان
حال شما خوبه؟ احوالتون خوشه؟ روزگارتون بی چون و چرا بر وفق مرادتون می گذره؟
خب الحمد الله
منم حال و احوال و روزگار و کار و زندگی و خلاصه همه چیزم ناخوشه!
البته شما که میلی به جوئیدن حال بنده ندارید ولی خب گفتم که کوتاهی نکرده باشم.
غرض از مزاحمت گفتم یه قلم کاغذی بردارم و اظهار تاسف و عذرخواهی خودم رو نسبت به بعضی
چیز ها اعلام کنم و بعدش هم رفع زحمت کنم از روزگار آفتابی و شبای مهتابی و
لحظات بدون من خوشتر تون.
قربان من متاسفم!
متاسفم که بدون اجازه ی شما عاشق چشماتون شدم در حالی که نمی تونم مورد علاقتون باشم
و عذر می خوام واسه اینکه شما رو آوردم تو تنهائی خودم.
آخه اون روز...
شما که یادتون نمی یاد
ولی خوب من می گم
شما اون روز لب پرتگاه با نگاهتون از من خواستید که بپرم
جسارته و لی خب این تقصیر شما که نیست
تازه همه هم همینجورین یه روز لب یه پرتگاه از یه دلی می خوان که بپره ولی بعد یادشون می ره
حال و روز ما هم که ... استغفرالله!
اصلا بی خیال
ما که حرفمون و زدیم و خلاص!
یه عذر خواهی بده کار بودیم بابت همه ی اون ثانیه هایی که دوستون
داشتیم که اونم خدا رو شکر به عرضتون رسوندیم
دیگه بیشتر از این مزاحمتون نمی شیم
منظورم از ما من و این دل صاب مرده اس که هنوزم نمی تونه یه
چیزائی رو فراموش کنه وگرنه هنوز یادمه که من واسه شما یه نفرم نیستم چه برسه به اینکه ما باشم
دیگه بسه
روزاتون و شباتون بی من خوش
- دخترک -
دست های تو که رها شد در باد...
پلک های سنگینم که رمقی برای این همه خواب ناخواسته را نداشتند
روی هم افتادند و عشق بازی بی پایانی را آغاز کردند.
پشت چشمانم
میان آن همه خواب پرسه های شبانه
دست های تو رها شدند در باد
و انگار چیزی شبیه سه حرف نه چندان تکراری
در ذهنم جوشید...
یکی گفت :
انگار هزاران سال است که در خوابی!
خوابی شبیه دستان رها شده ات در باد
شبیه سه حرف نه چندان تکراری
شبیه عین
شین
قاف ...
- دخترک -
خدایا !
تو بگو به کدامین راه؟
وقتی که از هراس لحظه ی تلخ نبودنت ِ
هر روز می میرم!
دلم می گیرد...
- دخترک -
تو را به جاي تمام بشريت عاشق آفريدند
و چشمانت منشا همه ي عشق هاي عالم است.
به اندازه ي همه ي دختران طراوت
به اندازه ي تمام زنان زنانگي
تو را به جاي تمامي زنان عالم زيبا آفريدند.
تو را به جاي تمام زنان مادر آفريدند
و آغوشت مامن همه ي كودكان جهان است.
تو را به اندازه شب عميق آفريدند
و دستان تو...
- نه!
ديگر معجزه اي نيست -
دستان تو آخرين نبوغ خدا بود در خلق معجزه!
- دخترک -
نمي دونم اين اپيدمي ترك وبلاگ چي بود كه يه دفه افتاد بين بچه ها!!!!!!!!!![]()
![]()
من كه گرفتار بودم وگرنه واقعا قصد رفتن نداشتم![]()
حالا هم برگشتم ![]()
گذاشتن اون كامنت هم واسه بعضي از بچه ها به اين خاطر بود كه بدونن تو رفاقت تنهاشون نمي ذارم
و هرجوري كه بتونم باهاشون مي مونم![]()
حالا اگه بعضي ها دچار سوء تفاهم شدن
من معذرت مي خوام كه ذهن مباركشون و به بعضي افكار احمقانه مشغول كردم!
در مورد ياسين برداشت عموم آزادِ!
اون يكي از بهترين دوستاي من و من به خاطر بعضي ها رفاقتم رو خراب نمي كنم .و براي اينكه خيالشون راحت بشه بوسه اش رو پاسخ مي دم![]()
گناه قضاوتش پاي خودتون!
اين نعما هم كه معلوم نيست كجاست؟؟؟؟؟؟
يك دنيا دلتنگتم نعما![]()
و يك دنيا عشق براي ادريس ِ بابك ِ سيَد ِ جليل و بی نفس كه خيلي دوستشون دارم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
- دخترک -

