سلام قربان
حال شما خوبه؟ احوالتون خوشه؟ روزگارتون بی چون و چرا بر وفق مرادتون می گذره؟
خب الحمد الله
منم حال و احوال و روزگار و کار و زندگی و خلاصه همه چیزم ناخوشه!
البته شما که میلی به جوئیدن حال بنده ندارید ولی خب گفتم که کوتاهی نکرده باشم.
غرض از مزاحمت گفتم یه قلم کاغذی بردارم و اظهار تاسف و عذرخواهی خودم رو نسبت به بعضی
چیز ها اعلام کنم و بعدش هم رفع زحمت کنم از روزگار آفتابی و شبای مهتابی و
لحظات بدون من خوشتر تون.
قربان من متاسفم!
متاسفم که بدون اجازه ی شما عاشق چشماتون شدم در حالی که نمی تونم مورد علاقتون باشم
و عذر می خوام واسه اینکه شما رو آوردم تو تنهائی خودم.
آخه اون روز...
شما که یادتون نمی یاد
ولی خوب من می گم
شما اون روز لب پرتگاه با نگاهتون از من خواستید که بپرم
جسارته و لی خب این تقصیر شما که نیست
تازه همه هم همینجورین یه روز لب یه پرتگاه از یه دلی می خوان که بپره ولی بعد یادشون می ره
حال و روز ما هم که ... استغفرالله!
اصلا بی خیال
ما که حرفمون و زدیم و خلاص!
یه عذر خواهی بده کار بودیم بابت همه ی اون ثانیه هایی که دوستون
داشتیم که اونم خدا رو شکر به عرضتون رسوندیم
دیگه بیشتر از این مزاحمتون نمی شیم
منظورم از ما من و این دل صاب مرده اس که هنوزم نمی تونه یه
چیزائی رو فراموش کنه وگرنه هنوز یادمه که من واسه شما یه نفرم نیستم چه برسه به اینکه ما باشم
دیگه بسه
روزاتون و شباتون بی من خوش
- دخترک -

